
|
پرسش:
|
| قیام امام حسین(ع) چه رابطه ای با حکومت حضرت مهدی (عج) دارد؟ |
ادامه مطلب
در ميان خطبه هاي امام حسين(ع) حتي يك مورد سخنراني جامعي در زمينه
حكومت اسلامي مشاهده نمي شود
ادامه مطلب
**************************************
ادامه مطالب را بخوانيد در سايت مجلس خبرگان
http://www.majlesekhobregan.ir/fa/publications/mags/is_gv/magazines/025/15.htm

فاطمه-س- بنيانگذار قيام حسين-ع- است. اوج طنين خروش حسين است، حسين در منا از حنجره مادر، فاطمه فرياد مى كشد.
فاطمه آميزه شكوهمند مظلوميت و فرياد حسين است.
فاطمه انگيزه غرورآميز صبر حسين است، فاطمه حضور خدا در عاشوراست.
فاطمه ظهور جلوه حق در كربلاست.
فاطمه يقظه حسين است، جذبه حسين است.
فاطمه رغبت حسين براى لقاى معشوق است. فاطمه است كه قلب دشمن را با دوست پيوند مى دهد.
فاطمه حلاوت شهادت است. حسين والى فاطمه است در كربلا و منادى اوست در عاشورا. شير فاطمه است كه در وجود حسين مى خروشد و خون فاطمه است كه از حنجره حسين مى جوشد.
فاطمه قدرت گامهاى حسين است. جوهر فرياد حسين است. حسين، على اكبر را به يادواره فاطمه به ميدان مى فرستد. در شهادت برادر، فاطمه است كه در قامت حسين مى شكند. حسين تبلور فاطمه در عاشوراست. انى لا ارى الموت...يادگار فاطمه است بر قلب حسين.
حسين فاطمه محض است و فاطمه، حسين محض و حسين بى فاطمه...

نسبت به موضوع ذیل مشکل کجاست:
غرب جهت ترویج فرهنگ خود (هم نکات مثبت و هم منفی) از جمله اهداف
علمی، مدیریتی، اجتماعی، داخلی و ... با *طراحی برنامه: کوتاه مدت و بلند مدت،
حرکت ابتدائی خود را شروع می کند
**برنامه= کسی که برنامه دارد کارنامه دارد. برنامه ممتاز-عالی-خوب
نتیجه اش کارنامه ممتاز-عالی-خوب- ضعیف و بد**
تا اینجا کار، ما برابر با غرب برابر چه بسا جلوتر از آن گام بر میداریم.(در برنامه ها و تئوریها)
خیلی از این برنامه ها را نیز در طول تاریخ از ما به سرقت بردند. ولی در عمل به نظر میرسد آنها بهتر نتیجه میگیرند.
اظهار نظرهاي اندیشمندان مسلمان و غير مسلمان درباره امام حسین (ع)

عظمت قيام و اوج فداكاري و ويژگيهاي ديگر امام و يارانش سبب شده كه اظهار نظرهاي بسياري درباره اين نهضت و حماسه آفرينان عاشورا داشته باشند . در اينجا تعدادي اندك از اظهار نظرهاي مسلمان و غير مسلمان در اين باره اورده ميشود :
فاروق احمد خان لغاري(رئيس جمهور اسبق پاكستان):زندگاني مبارك حضرت امام حسين (ع)براي ما راه هدايت است . با پيروي از اين راه، ما ميتوانيم توطئههاي دشمنان را خنثي كنيم .
بي نظير بوتو(نخست وزير اسبق پاكستان): مسلمانان فلسطين ، كشمير و بوسني بايد بر سيره امام حسين (ع) عمل كنند .
ادامه مطلب
شهيد مطهري: مردم کوفه عامل اصلي حرکت امام حسين نبوده اند / رهبر کسي است که مردم را به دنبال خودش حرکت ميدهد


شهید مطهری: شاید در بعضی کتابها خوانده باشید مخصوصا در این کتابهای به اصطلاح تاریخی که به دست بچههای مدرسه میدهند. مینویسند که در سال شصتم هجرت، معاویه مرد، بعد مردم کوفه از امام حسین دعوت کردند که آن حضرت را به خلافت انتخاب کنند. امام حسین به کوفه آمد، مردم کوفه غداری و بیوفایی کردند، ایشان را یاری نکردند، امام حسین کشته شد!
ادامه را بخوانید در: http://www.atf.ir/?lang=fa&state=showbody_news&row_id=13
![]()
تا خدا در عالم امکان خدائی میکند
کشتی دین را حسینش ناخدائی میکند
گویی که از گردونه هستی به دور افتاده است
هرکه از دربار او فکر جدایی میکند
حسین ابن علی، دل جلا می دهد

شكسته پر و بالم چون ننالم
همه گويند فلاني ناله كم كن
ته آيي در خيالم چون ننالم
كه يك سر مهربوني دردسر بي
اگر مجنون دل شوريده اي داشت
دل ليلي از او شوريده تر بي
به هر گردش زنه آتش به جونم
يك عمري بگذرونم با غم و درد
به كام دل نگرده آسمونم
همه خوني ، همه خوني ، همه خون
ز بهر ليلي سيمين عذاري
چو مجنوني ، چو مجنوني ، چو مجنون
![]()
نویسنده کتاب «سیمای کربلا، حریم حریت»
http://www.bfnews.irکد مطلب: 15858
قیام امام حسین (ع) تاکنون از چهار بعد «سیاسی، اجتماعی»، «حماسی، رزمی»، «عاطفی، احساسی» و «عبادی، عرفانی» مورد بررسی قرار می گیرد.
این ابعاد هر یک به جای خویش صحیح و قابل بررسی است اما هیچ یک به تنهایی برای بیان بزرگی قیام امام حسین و عاشورا کافی نیست.
بر خلاف تصور برخی که مدعی هستند بعد سیاسی و اجتماعی قیام امام حسین از بعد از مشروطه مطرح شده است، این بعد از زمان شهادت امام مورد توجه عالمان شیعی بوده است
عدم بیعت با یزید، سپردن حکومت به دست مردم، پاسخ به دعوت مردم عراق، امر به معروف و نهی از منکر، مخالفت با خلافت خلیفه زادگان و رسیدن به درجه رفیع شهادت از جمله اهداف قیام امام سوم شیعیان است.
تلاش بنی امیه تنها کشتن امام حسین نبود :بلکه آنها می خواستند اندیشه امام حسین و اسلام علوی را از بین ببرند و اسلام، آلتی به دست حکام ستمگر باشد.
اگر امام حسین در مقابل بنی امیه نمی ایستاد به خاطر چهره ای که بنی امیه از اسلام نشان داده بود اسلام از بین می رفت و مسلمانی در دنیا باقی نمی ماند.
امام حسین ،اسلام اموی و چهره فریب کارانه معاویه را رسوا ساخت و اسلام نبوی را جایگزین آن کرد.

گفتی غزل بگو، چه بگویم مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟
پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟
تقویم چار فصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبز سرآغاز سال کو؟
رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سوال و حوصله قیل و قال کو؟![]()

http://www.shabestannews.com/dialogdetail.asp?spcode=85121711470018
******************************************************
* مديريت امام حسين (عليه السلام) در نهضت عاشورا
انحراف مسلمانان از خط مستقيم اسلام
ايستادگى امام حسين (عليه السلام) در برابر بيعت با يزيد
حركت امام حسين (عليه السلام) از مدينه به مكه
افشاگرى امام حسين (عليه السلام) عليه يزيد
و ...
http://old.tebyan.net/H_Tebyan/Maaref/QuranLessons.aspx?AId=64&Type=0
**************************************************
امام حسین (ع) و حکومت دینی
امام حسین (ع)و اصلاحات
امام حسین (ع)و آزادی
امام حسین (ع)و غیرت دینی
امام حسین (ع)و حقوق بشر
http://www.tehransama.ir/NewsDetail.aspx?NewsID=1520
۲سوال از حجت الاسلام والمسلمین حمیدرضا سلیمانی، مشاور وزیر و دبیر ستاد اقامه نماز وزارت فرهنگ
مدیریت اسلامی در جامعه امروز نیازمند توجه به چه بخش هایی از حرکت سیاسی- الهی امام حسین (ع) است؟
امام حسین (ع) شخصیتی است که در دوران خود با یک بحران شدیدی چون بحران انحرافات اعتقادی و عملی مواجه بود. آن حضرت برای حل این معضلات راه هایی چون گفت و گو و تذکر را بکار گرفت و آخرین راهکاری را که ایشان به عنوان یک وظیفه مورد توجه قرار داد فدا کردن جان خویش در راه رسیدن به حق و حقیقت بود. این مدیریت یک مدیریت استثنایی است.
بسیاری از افراد تا آنجا می توانند در مدیریت موفق باشند که به خودشان آسیب نرسد اما امام حسین (ع) وقتی می خواهد اسلام را احیا کند، در این مسیر تمام هستی خود را فدا می کند. این نکته ای است که معمولا در مدیریت مادی نمونه و مشابهی ندارد.
مدیریت جامعی که با گفت و گو، صحبت و نصیحت آغاز می شود مدیریتی استثنایی و فوق العاده است به طوری که می بینیم حضرت بارها یزیدیان را مورد خطاب قرار دادند و می خواستند آنها را به نحوی به دامن اسلام بازگردانند. به طور مثال امام حسین (ع) حر بن یزید را که در جبهه مخالف بود مورد خطاب قرار می دهد یعنی آن حضرت از هر فرصتی استفاده می کند تا افراد را از گمراهی به سوی نور و سعادت راهنمایی کند؛ این شاهکار امام حسین (ع) در واقعه کربلا است. اما تنها به این نصیحت و پند و اندرز اکتفا نکردند و در این مسیر آنقدر به پیش رفتند تا با نثار خون خود و انفجاری از نور، آگاهی و بیداری را در همیشه تاریخ ایجاد کند و بر دل ظلمت ها و تاریکی ها بتازد.
آیا می توانیم ویژگی دیگری هم از مدیریت امام حسین (ع) بیان کنیم؟
نکته دیگری که در مدیریت امام حسین (ع) می تواند قابل توجه باشد. این است که آن حضرت در این حادثه هم عبادت و طاعت را به میدان می آورند هم عرفان و اخلاق را به نمایش می گذارند، هم شجاعت و ایثار را عرضه می کنند و هم در همه ابعاد مردانگی و مروت را رعایت می کنند که این همه اضداد در کنار هم در هیچ حماسه تاریخی دیده نشده است.
ادامه مطلب
بایستن و نتوانستن در انجام تکلیف![]()
"فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست؛
براى او زندگى، عقیده و جهاد است. بنابراین، اگر او زنده است و به دلیل این كه زنده است، مسئولیت جهاد در راه عقیده را دارد.
انسان زنده، مسئول است و نه فقط انسان توانا. و از حسین، زندهتر كیست؟ در تاریخ ما، كیست كه به اندازه او حق داشته باشد كه زندگى كند؟ و شایسته باشد كه زنده بماند؟ نفس انسان بودن، آگاه بودن، ایمان داشتن، زندگى كردن، آدمى را مسئول جهاد مىكند و
حسین مَثَلِ اعلاى انسانیت زنده، عاشق و آگاه است.
توانستن یا نتوانستن، ضعف یا قدرت، تنهایى یا جمعیت، فقط شكل انجام رسالت و چگونگى تحقق مسئولیت را تعیین مىكند نه وجود آن را."(حسین وارث آدم، مجموعه آثار ، صص 166 و 16719)
«بایستن» یعنى براى انجام دادن وظیفه مسئولیت دینى و شرعى، تلاش نمودن و تا حد توان براى پیشبرد آن، به تناسب زمان و شرایط، اقدام كردن. گویاترین كلام براى اداى این مفهوم، فرمایش
حضرت امام قدس سره است؛ ایشان در پیامى فرمودند:
"ما مأمور به اداى تكلیف و وظیفهایم، نه مأمور به نتیجه."(صحیفه امام، ج 21، ص 284. )
این كه حسین فریاد مىزند - پس از این كه همه عزیزانش را در خون مىبیند و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمىبیند - فریاد مىزند كه:
«آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛
مگر نمىداند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟
این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان مىكند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مىنماید.
*****
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=15285
ارزشهاى اخلاق مدیریتی در حادثه كربلا
حادثه كربلا يك صحنه نمايش اخلاق اسلامى است كه به اختصار به توضيح ارزشهايى نظير مروت، ايثار و فداكارى كه برجستگى بيشترى دارند مىپردازيم.
مروت
حسينعليهالسلام با دشمنان به شيوه پدرش علىعليهالسلام رفتار مىكرد. سيراب كردن آنان به هنگام تشنگى و پرهيز از ترور و غافلگيرى، نمونههاى روشنى از مروت است. حسينعليهالسلام نيز با اين كه از فسق و فجور و خباثتشمربن ذىالجوشن، و اهانت وى به حريم ولايت آگاه است پيشنهاد حمله ناگهانى سپاه خود را رد مىكند و مىگويد: «ما هرگز شروع به جنگ نمىكنيم ولو به نفع ما باشد.
ايثار
ايثار عاطقهاى است اخلاقى، انسانى و اسلامى كه در حادثه كربلا به اوج خود رسيد. از خودگذشتگى ابوالفضل العباسعليهالسلام در ننوشيدن آب تجسمى از ايثار بود. وى پس از دفع مزاحمان به شريعه فرات رسيد هنگامى كه مشك را از آب پر كرد با اين كه خود نيز تشنه بود به ياد تشنگى مولايش از نوشيدن آب منصرف شد. آن را ريخت و آنچه بر دلش گذشت، بر زبان جارى كرد ابوالفضل مظهر وفا بود. نمونه ديگر عمربن قروى انصارى بود كه خود را به هنگام نماز در برابر پيكانهاى كفار سپر اباعبداللهعليهالسلام قرار داد و از پا درآمد... وى در عين حال ترديد داشت كه وظيفهاش را انجام داده و به عهدش وفا كرده است.»
مساوات
اصحاب حسينعليهالسلام تركيبى از آزادگان و بردگان آزاد شده بود و شيوه رفتار امام هم نسبتبه نقش آفرينان و ايثارگران يكسان بود رنگ، قوميت، موقعيت و نژاد آنان در نظر و قضاوت وى تاثيرى نداشت و مساوات حاكم بود چنان كه دو نفر از عده معدودى كه امام خود را به بالين آنان رسانيد برده آزاد شده بودند. «جون» يكى از آنها بود كه وقتى به شهادت رسيد امام خود را به بالين وى رسانيد و حشر او را با «ابرار» كه مقامى برتر از متقين است از خدا درخواست كرد «خدايا در آن جهان او را با «ابرار» محشور كن. ديگر مردى رومى است كه وقتى از اسب بر زمين افتاد اباعبداللهعليهالسلام خون را از جلو چشمانش پاك كرد و صورتش را بر صورت وى گذاشت. اين صورت بر صورت نهادن منحصر به همين غلام و فرزندش علىاكبر بود «فوضع خده على خده... متبسم الى ربه...» صحنه خونين كربلا متضمن پيامهاى اخلاقى، اجتماعى، توحيدى، اعتقادى، عرفانى، اندرزى و پرخاشگرى است كه با جانبازيهاى كمسالترين (طفل شيرخوار اباعبداللهعليهالسلام) تا كهنسالترين مرد (جابربن عروه غفارى) و زن (زوجه عبدالله بن عمر كلبى) تجسم پيدا كرد و هر يك عهدهدار نقشى بودند.» در آن روز هيچ كدام از اصحاب حسينعليهالسلام در برابر دشمن ضعفى از خود نشان ندادند، فرار نكردند و به سپاه دشمن نپيوستند.
امام حسين (ع)
همواره يكي از معترضين سرسخت نسبت به سياستهاي معاويه و دستگيريهاو قتلهاي او بود و نامه هاي متعددي در انتقاد از رويه معاويه در كشتن حجربن عدي و يارانش
و عمروبن حمق خزاعي كه از وفاداران به علي (ع) بودند و اعمال ناپسند ديگر او نوشت.
******
تربیت نیروی انسانی کارآمد![]()
یاران امام (ع) از برگزیده ترین افرادى بودند که خانواده و دوستان خود را رها ساختند و در رکاب امام (ع) جانبازى و فداکارى کردند و چون قهرمانانى شجاع به جهاد پرداختند، و براى شرکت در میدان کارزار، گوى سبقت را از یکدیگر ربودند.
نه تنها آنان مرگ را به چیزى نمى گرفتند، بلکه از این درجه و مقامى که در پرتو یارى امام (ع) نصیب آنان گشت علائم شادى و سرور در چهره آنها نمایان مى شد.
بدین ترتیب یاران امام حسین (ع) در راه پیشواى خود از هرگونه فداکارى و جانبازى دریغ نکردند.آنان هرگز به خود اجازه ندادند در حالى که زنده هستند کمترین آسیبى به آن حضرت برسد، و تاب جدایى از او را نداشتند و یکپارچه خود را سپر بلا ساختند و تا آنجا هدف تیر و نیزه قرار گرفتند، تا جان خود را فدا کردند.
فرمانپذیر و گوش بفرمان مدیریت عاشورائی امام (ع) بودند.
سخت کوش و پویا بودند.
راز دار و محرم اسرار بودند.
نترس و شجاع بودند.
به اهداف کار آشنا ، آگاه و با اعتقاد بودند.
و ...
در روز عاشورا آنچنان با شجاعت و دلیرى به نبرد پرداختند که تاریخ هرگز تا کنون به خاطر ندارد.و در حالى که تعداد سواران آنان از سى و دو نفر بیشتر نمىشد به لشگر بىشمار دشمن تاختند و قهرمانانه جنگیدند.
سخن امام حسین (ع) هنگام ورود به کربلا :
اَلنّاسُ عُبیدُ الدُّنیاوَالدّینُ لَعِقٌ عَلی اَلسِنَتِهِم یَحوُطُونَهُ ما....
مردم ،بندگان دنیا هستند ودین آنها جز سخن زبانشان نیست . تا آنگاه کا زندگیشان بچرخد ، دنبال دین می روند . وهرگاه بنای امتحان وآزمایش پیش آید
یادش
گرامی



دلم زدست زمانه عجیب می گیرد دلم بهانه روی حبیب می گیرد
غروب گشته دوباره خدا نمی دانم چرا خرابه ما بوی سیب می گیرد
شب گذشته خدایا در آسمان دیدم که ماه وقت خسوفش غریب می گیرد
برای طعنه زدن آن محافظ رومی تمام روز بدستش سلیب می گیرد
بدست دیگر خودآن حرامی بی دین چقدر کعب نی اش رامهیب می گیرد
برای تاول پایم زمردم این شهر مدام عمه سراغ طبیب می گیرد
شاعر برادر گرامی آقای وحید قاسمی
برای فراهم ساختن زمینه ای برای یک انقلاب ریشه دار وبنیادی ، در سطحی گسترده، بر ضد بیداد وخفقان وتحریف حقایق ، راهی جز آگاهی وبیداری وروشنگری مردم نیست ... پس باید مردم را آگاه کرد وبه آنان آگاهی وشناخت داد تا احساس مسئولیت کنند ، آنگاه خودبخود ، شورش وانقلاب پدید می آید.
**********
این جزء نقشه امام حسین (ع) بود ؛ که مرحله اول را خود ویارانش با شهادت انجام دادند ومرحله دوم وحساس ودشوارترینش ، بر عهده امام زین العابدین ( وزینب کبری ) بود .



